|
خدمتکارانی به نام کارگران فصلی در اشنویه
صاحبان سرمایه از هر ترفندی برای استثمار
بیشتر کارگران استفاده می کنند وهزینه هائی که در مقابل میپردازند بسیار ناچیز
است ، به گونه ای که حتی برای زنده ماندن آنان کفایت نکرده و این روایت سرمایهداری
را هم نقض می کند چرا که سرمایهدارباید آنقدر به کارگر مزد دهد که زنده بماند. صاحبان
سرمایه از هر شیوه ممکن در راستای تامین سود هر چه بیشتر، به وقیحانه ترین وجه
ممکن کارگران را استثمار میکند. در نظام سرمایه داری نیروی کار کارگر، کالای قابل
معامله ای است که کارگر آن را بسیار ارزانتراز ارزش واقعی خود بفروش میرساند و بنا
بر این ارزش افزوده سرمایه دار بیش از پیش خواهد شد و کارگران هم هرچه بیشتر در غل
وزنجیر می مانند.
از مجموعه کارگرانی که نیروی کار خود را
می فروشند گروهی به نام کارگران فصلی وجود دارند که به تناسب آب وهوا وموقعیت
جغرافیایی تشکیل میشوند ،غیر ازکارگران ساختمانی که تقریبا در همه جای ایران وجود
دارند کارگران دیگری نیز هستند که استثمار رابا همه وجودشان احساس می کنند .اینان
کارگرانی هستند که در مزارع و باغات مشغول به کارمی باشند.
اشنویه یکی از آن شهرهائی است که کشاورزی وباغهای فراوانی دارد و
کارگران فصلی زیادی در آنجا مشغول به کار هستند.این دسته از کارگران که بیشتر شان
زنان ونوجوانان وبعضا مرد هستند از همان اوایل بهار برای وجین علفهای هرز به مزارع
چغندر می روند ، که ساعت کار این کارگران از ساعت 5صبح شروع و تا شامگاه ادامه می یابد.
از ساعت کار هیچ خبری نیست زنان بیچاره اگر کودک زیر 6 سال داشته با شند باید
همراه خود به مزارع ببرند واگر بالای 6 سال باشند آنان را به بستگان یا همسایگان می
سپارند که به مدرسه بفر ستند . حال بماند که این بچه ها چقدر می توانند به درس و
مشقشان برسند و وقتی که از مدرسه به خانه بر می گردند با فضایی بی روح و خالی از
عاطفه روبرو می شوند ، چون پدر و مادرشان ازفرط خستگی نای حرف زدن ندارند.
بعد از چندین بار وجین علفهای هرز نوبت
برداشت محصول - نخود - فرا می رسد که آن
هم با دستهای پینه بسته ی همین کارگران انجام میشود . این بار وضع فرق میکند چون
مدرسه تعطیل شده است وبچه ها به جای استراحت و تفریح ، بعد از یکسال تحصیلی باید
همراه خانواده شان به سر کار بروند ، تا شاید با فروش نیروی کار اندکشان کمکی به
اقتصاد نا بسامان خانواده شان کرده باشند.
دراوایل مهر ماه که کار در باغهای سیب
شروع می شود این دسته از کارگران باید به چیدن سیب در باغها مشغول شوند که در اینجا
علاوه بر کار دستی باید با دقت هر چه بیشتر
سیب ها را بچینند تا به زمین نیفتد و خراب
نشوند وصدای کار فرما در نیاید. این کارگران هنوز پاسی از شب مانده بر سر کارها یشان
می روند و وقتی که برمی گردند شب است .درطول روزآب خوردن وحتی رفتن به دست شویی هم
باید با اجازه کار فرما باشد وخودشان عملا اختیاری ندارند .
این کارگران بیشتر وقتها دستمزد هایشان
عقب می افتد چرا که صاحبکار با حقه های گونا گون از دادن دست مزد به موقع طفره می
روند و اغلب به خاطر وجود نیروی ذخیره ی کارگران بیکار که این هم از سیاه کاریهای
نظام سرمایه داری است ، این کارگران هیچ نوع بیمه ای ندارند ودر هنگام وقوع حادثه
، کار فرما هیچ مسئولیتی نداشته وکارگر علاوه بر اینکه کارش رااز دست می دهد هر
انچه اندوخته است خرج دوا ودرمان خود می کند .
این ضایعه ایست بس بزرگ ، باهمه ی تفا سیر
بالااین خا نواده های کارگری هرگزنمیتوانند اندوخته ای برای زمستان داشته باشند و
به دلیل تورم بیش از اندازه هر چه دستمزد می گیرند باید خرج زندگی روزانه شان کنند.
اری در مقابل ، صاحبان سرمایه با پرداخت مبلغی به عنوان دستمزد هر روز بیشتر از گذشته کارگران را استثمار میکنند.
کارگران ؛ صفوف خود را علیه سرمایه داری در تشکل های طبقاتی مان فشرده تر کنیم !
گزارش ارسالی از یک کارگر در شهر اشنویه
28 مهر 87
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای
کارگری
|