|
کار زار
زنان
کار زار زنان علیه ستم
جنسی و سرکوب، قدمتی هشت هزار ساله دارد. یعنی به آغاز عصر
نو سنگی میانه که کشاورزی با خیش جای کشاورزی با کج بیل را
گرفت وشکار وگرداوری خوراک به عنوان شیوه های اساسی تولید
جای خود را به کشاورزی بخشید خدایان مونث به خدایان
نرینه و مذکر تغیر ماهیت دادند و بتها با شمایل نرینه وار
بتکده ها شده و آن را مزین کردند. بر حسب نظر یک مورخ
برجسته مذاهب، دو کشف اساسی منشاء پیدایش مذاهب پدرسالار
بوده است نخست شناخت و اهلی کردن حیوانات امکان کشف نقش
فرد مذکر را در تولید مثل فراهم اورد و پس از انکه خیش
اختراع و توسط مردان جانشین کج بیل زنان شد
مفهوم نماد مرد را به خود گرفت که
وسیله ای برای اماده کردن زمین به منظور حاصلخیز کردن
انست. اعتقادی که احتمالا" محصول کشف نقش مرد در تولید مثل
بوده است. جوامع شکارچی در دوران دیرینه سنگی قبل از
عصر نو سنگی بوده و مشخصه ان نبود جنگ و ستم، تضاد طبقاتی
در روابط انسانی این دوره بوده است بدین سان تقسیم کار بین
دو جنس زن و مرد در گروهای انسانی دیرینه سنگی بر پایه
تعاون قرار گرفته مرد شکار می کند و زن به جمع اوری مواد
غذایی و همچنین شکار می پردازد. محل اقامت دو مکانی است و
فرزندان همواره دو تباریند. در گورهای کشف شده تشخیص مردان
کهنسال که در جوانی دچار نقص عضوو یا مبتلا به بیماری
مفاصل بوده اند نشان می دهد که جامعه بیش از انچه که بر
پایه بهره کشی باشد بر پایه تعاون وهمکاری افراد قرار
گرفته است. بدون مالکیت خصوصی و انباشت، صرف تقسیم کار
نمیتوانسته است پایه ای برای بهره کشی یک جنس ازدیگری باشد.باتوجه
به اهمیت زنان تنها پیکرههای یافت شده دراین دوره طولانی
مجسمه های کوچک زنانه ای از جنس سنگ یاعاج هستند که دارای
خصایص جنسی بسیار متمایز و مشخص اند.این نقش زنان در تولید
مثل بوده که تخیل هنرمندان این عصر اعم از زنان و مردان بر
انگیخته است . این امر بیانگر ان است که زن در این دوره از
پایگاهی بهره مند بوده است که امروزه فقط در کشورهای
انگلوساکسون به چشم می خورد. یعنی پایگاهی برابر و یا حتی
بر تر از مرد. مردان شکارچی ماهیگیر و شبان در دوران
دیرینه سنگی در هماهنگی کامل با طبیعت زندگی می کردند و
سعی داشتند که منابع طبیعی را به هدر ندهند و نظم محیط
طبیعی را که تنها منبع زندگی انان است برهم نزنند و برای
ایجاد ارتباط میان شکارگاه ها و تضمین حیاط برون همسری
رابه سان اخلاق وعادت می پذیرفتند .اما در دوران نوسنگی که
کشاورزی رایج میگردد، کشاورز برای ادامه حیات خود نا گزیر
است به شیوه ای دیگر عمل کند او دیگر نمی تواند گله حیوانی
که مزرعه گندم اوراتخریب می کند تحمل کند همچنین توسعه
جنگلی که بهترین زمینهای کشاورزی را به خود اختصا ص داده
برایش تحمل ناپذیر است. او درختان را از بین می برد.اقوام
کوچنده در فعالیت غیر مولد خود ثابت بودند اما اقوام تولید
کننده که کشاورز و یک جانشین هستند ثابت نیستند و از نظر
بوم شناسی بیش از انکه موثر بوده باشند، متاثرند و پیوسته
در جستجوی پیشرفتی هستند که هر لحظه از دسترس آنها دورتر
می شود و بطور مداوم در حال آباد کردن و ساختن و فقط برای
بدست آوردن زمینهای جدید آنهم از طریق جنگ و کشتار انسانها
و حیوانات اقدام می ورزند. در نتیجه به محض استقرار
کشاورزی، قبرستانهای وسیع که مملو از گورهای دسته جمعی و
اجسادی که اغلب به وسیله نیزه کشته شده اند ایجاد می شود.
در همین زمان است که سلطه زنان بر مذاهب هم ناپدید می شود.
در حالی که در طول هزاران سال خدای ما در تنها موضوع پرستش
بود. در دوران کشاورزی و یک جانشینی مجسمه های کوچکی با
ویژگیهای مردانه و نماد مردانگی پدیدار می گردد که از خاک
رس ساخته شده یا در سنگها حک شده اند این چنین نمادها یی
متضمن باز شناسی نقش پدر در تولید مثل است که موجب ظهور
خدایان مذکر و تضعیف پایه ایدئولوژیکی مادر سالاری در دوره
ای می شود که خیش یعنی ابزار کار مرد جانشین کج بیل یعنی
ابزار کار زن می گردد و بنیاد اقتصاد مادر سالاری را از
بین می برد. بدین ترتیب تعادل بین انسان و طبیعت، انسان
وهم نوعانش و هم چنین تعادل تقسیم کار بین زن و مرد که بر
پایه استثمار یکی بر دیگری نیست، از بین می رود و از همان
دوره شالوده جنگ و ستم و تبعیض جنسی استوار میگردد.این ستم
ها درکلیه فعالیتهای جوامع تا به امروزادامه یافته است که
بر پایه همان الزامات جامعه نو سنگی میانه است به همین جهت
زنان هنوز در سیطره نظام پدر سالار قرار دارند و نتایج
فلاکت بار انرا تحمل می کنند.
تاریخ زنان نه فقط تاریخ
سر کوبی انان است بلکه تاریخ مقاومت انان در برابر این
سرکوبی نیز هست که تا به امروز کم و بیش مخفی نگاه داشته
شده است. مقاومتی که به مجرد انکه ارمانهای رهایی فرد صورت
بندی شده از عصر رنساس، اندک اندک قشرهای جامعه شناختی
بیشتری را در بر می گیرد به سرعت بیشتری گسترش می یابد و
در جنبشهای ازادی بخش زنان به اوج خود میرسد. عرصه چنین
جنبشهایی، کشورهای توسعه یافته مرکز است ولی در مورد امکان
مبارزات هوادار حقوق زنان کشورهای پیرامونی جای سوال است.
در این کشورها، جنبشهای فمنیستی زمانی که علنی و بدون
سرکوب باشند تنها چند زن تحصیل کرده و منفرد را در بر
میگیرد که شکاف عمیقی انها را از زنان روستایی بی سواد یا
زنان فقیر مقیم زاغه ها جدا میکند. بنا بر این جای تعجب
نیست که این اعتراضات و مطالبات فمنیستی بعنوان تعلق خاطر
زنان طبقه متوسط کشورهای توسعه یافته به حساب می اید که
برای زنان پیرامونی یا(فقیر) در درجه اول اهمیت قرار
ندارند. با این وجود، طرد نظام ارزشی مبتنی بر رقابت،
سبقت، کیش رشد نا محدود و سود بردگی انسان در برابر مصرف،
تکنیک و اقتصادگرایی،خود خواهی ملی و ایدئولوژی ملی گرا و
غیره هم اکنون در میان فمنیست به چشم می خورد. فمنیست ها
در مقابل تمرکز ثروت در کشورهای پیشرفته و فقر روز افزون
کشورهای پر شمار جهان سوم، خواهان توزیع برابر تولید و
توزیع منابع جهانی در سطح جهانی هستند. فمنیست ها در برابر
جنگ راه حل جستجوی خستگی نا پذیر صلح را قرار می دهند
.همچنانکه زنان ایرلندی گروهی را تشکیل می دهند و در برابر
سرکوب و شکنجه به اعتراض بی وقفه دست می زنند و همچنانکه
زنان اسپانیایی نیز چنین کردند و در ارژانتین گروه
(هیسفدل-پلاکمد)
و مبارزان خستگی ناپذیر
عفو بین الملل، فمنیست ها در برابر نظامی گری افراطی،
مبارزه شدیدی را برای اسلحه زدایی اغازنموده اند. فمنیست
ها نشان داده اند که مجتمع نظامی صنعتی یک تشکیلات اجتماعی
نوین است که کار کرد پنهان ان حفظ سلطه و امتیازات مردان
بر زنان، کشورهای پیشرفته بر جهان سوم و طبقات مسلط بر
طبقات پایین است. در قلمرو زندگی خصوصی، فمنیست ها با طرد
این اندیشه که در زندگی روزمره خود بین زندگی خصوصی و
زندگی عمومی بین تعهدات ایدئولوژیک و اعمال روزانه سدی بنا
کنند امتناع ورزیده اند. امار تمام کشورهای غربی مبین کاهش
ازدواج و
زاد و ولد وهمچنین افزایش
طلاق بخصوص از سوی زنان است و این نشانه انست که زنان
همانند مادرانشان عجولانه به ازدواج روی نمی اورند امار
نشان می دهد که هر چه میزان تحصیلات زنان بالا می رود
کمترازدواج کرده و بیشتر طلاق می گیرند. توسعه ازدواج
آزاد، خانواده تک والدینی، جستجوی زندگی عاشقانه بدون
ازدواج راههای دیگری به جای ازدواج سنتی هستند. در فاصله
دو جنگ جهانی زنان 21 کشور حق رای را بدست اوردند از
جمله(اتریش –افریقای شرقی واغلب کشورهای
اسکاندیناوی وایالات متحده) بنا بر این سازمانهای بزرگ
زنان مثل (
( icw-,iaw
تمام اهم خود را برای جلوگیری از جنگ
و دفاع از حقوق زنان کارگر و زنان مصروف میداشتند. یعنی
رفاه کارگران زن کمک هزینه خانوادگی برابری
شرایط کاربرای هر دو جنس، دفاع از کودکان نامشروع حق حفظ
نام و ملیت برای زنان متاهل این دو موسسه در
ژنو در چار چوب کمیته واحد سازمانهای نماینده
زنان وحدت یافتند. و اما در ایران انجمن ها و سازمانهای
مدافع حقوق زن بصورت نیمه علنی با نهایت احتیاط و خود
سانسوری دست به عصا طی طریق می نمایند با این همه اکثر
فعالین زن بطور روزمره مصون از خشونت و ارعاب و سرکوب پلیس
سیاسی نیستند.هر ساله دهها فعال مدنی از جمله فعالین حقوق
زن به زندان و تهدید و مواخذه محکوم می شوند. با این وصف
باز هم در عرصه اجتماعی و دانشگاهها شاهد کارزار فعالان
دانشجویی و اجتماعی در مناسبت های 8 مارس برای کسب حقوق
برابر و رفع ستم جنسی هستیم که علیرغم فضای خفقان و سر کوب
پلیس سیاسی شاهد ادامه کاری و تعطیل نا پذیری چنین
حرکتهایی بطور متناوب می باشیم جامعه زنان ایران با وجود
سرکوب شدید همواره ملتهب و مالامال از عصیان و نافرمانی
نسبت به احکام ناروا و فرهنک قوانین مدون مرد سالاری است.
زندگی، تفریح، آرایش ظاهر و لباس پوشیدن زن ایرانی در یک
کلام اعتراض است. اعتراض به وضع اسارت باریست که قوانین،
عرف، عادات و سجایای سنتی و فرهنگی عقب مانده به انحاء
مختلف انرا دکلمه میکنند. فرار دختران، عدم تمکین زن به
شوهر، معشوقه گزینی، شوهرکشی، خود سوزی، خود کشی، همه و
همه اعتراض و دهن کجی از روی ناچاریست نسبت به وضع سرکوب
زنان و تحمل اعدام، سنگسار، زندان و تحقیر بهایی است که
زنان همواره در ازای طغیان و سر کشی خود می پردازند. در
تمام نظامهای سرمایه داری کشورهای جهان با کمی بالا و
پایین همه معیارهای اخلا قی با ریشه در مذهب دارند. در
این ایام فعلی بحث های در زمینه معنی و مفهوم (اخلاق)
بخصوص ارتباط ان با زندگی زناشویی و روابط زن و مرد مطرح
است. اری این بود ماجرای نیمی از جمعیت کارگر تولید کننده
در جوامع سرمای داری جهان.
چه حس
ارامشی بر من مستولی است حسی از
نظم ورضایت صد چندان.
چه ثروتی
در پس این فقر و بی پولی است و چه
زیبایی دلکشی، در این زندان
توده های
زحمتکش تاریخ بوجود می اورند نه قهرمانان آن (م..)
(جمع
آوری و تهیه کننده اسماعیل نیازی )
|